حاج ملا هادي السبزواري
69
شرح مثنوى
باد ما و بود ما : از باب صنعت مسلسل است كه در آخر فقره يا بيت يا مصراع لفظى ذكر شود و باز همان لفظ در اول فقره يا بيت يا مصراع دوم اعاده شود مثل قوله تعالى * ( مَثَلُ نُورِه كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ ، اَلْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ ، اَلزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ 24 : 35 ( 1 ) و مثل آن چه به زودى بيايد : « چون سايههاى كنگره كنگره ويران كنيد » . از ايجاد توست : مراد به ايجاد معنى مصدرى انتزاعى نسبى نيست بلكه به اصطلاح عرفا حق مخلوق به است كه وجود منبسط است و اشاره به آن است قول خداى تعالى كه * ( ما خَلَقْنَا اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضَ وَما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ 15 : 85 ( 2 ) پس وجود منبسط بر كل ماهيات مضاف به حق حقيقى ايجاد اوست و مراتب آن وجود منبسط از جهت اضافه به آن ماهيات وجود اينهاست ، و منظور اين معنى آن كه وجود و ايجاد به حسب اعداد حروف هر يك نوزده است ، و عدد روح حرف است پس عدد اين دو كه واحد است يك روح دارند ، اما ايجاد مصدرى نسبى پس هستى چيزى از او نيست . ( ( 606 ) ) لذت هستى نمودى نيست را * عاشق خود كرده بودى نيست را ن 30 11 - ك 15 2 لذت هستى نمودى نيست را : نيست ماهيت است ، و وجود من حيث هو وجود در هر ماهيتى كه باشد خير محض است و حكما اين را بديهى دانستهاند ، پس از براى هر ماهيتى و وجودى معشوق و لذيذست و معشوقيت او معشوقيت خداست چه حقيقت وجود حقيقت وجوبست . ( ( 608 ) ) ور بگيرى كيست جست و جو كند * نقش با نقاش چون نيرو كند ن 30 13 - ك 15 3 نيرو : به وزن نيكو ، قوت و توانايى . ( ( 610 ) ) ما نبوديم و تقاضامان نبود * لطف تو ناگفتهء ما مىشنود ن 30 15 - ك 15 4 ما نبوديم : در ازل ، و تقاضايى و استدعايى نبود ، چون در ما لا يزال حادث شديم . لطف تو : يعنى در ازل صور علميهء تو بود ، كه اعيان ثابته در علم معلوم حق بودند بوجود حق ، نه به وجود خود كه وجود خودشان اين وجودات متفرقهء متشتّته است كه در ما لا يزال دارند ، پس اعيان ثابته در علم به لسان ثبوتى لوازم خود و احكام لا يزاليهء خود را خواستند و حق شنود و چون بوجود حق موجود بودند ، كه علم به وجود عالِم موجود است نه به وجود معلوم ، و استدعاء مسئوليت نيز به او بود و از خود لسان نداشتند محض فضل و لطف بود . ( ( 615 ) ) تو ز قرآن باز خوان تفسير بيت * گفت ايزد ما رميت إذ رميت ن 30 20 - ك 15 7 گفت ايزد ما رميت إذ رميت : * ( وَلكِنَّ الله رَمى 8 : 17 ، ( 3 ) چون فعل فرع ذات است و ايجاد مترتب بر
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نور ، آيهء 35 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء احقاف ، آيهء 3 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء انفال ، آيهء 17 .